کمتر بپرداز
-
تاریخ: 1402/7/27 ساعت: 17:41
کمتر پرداختن به دیگران دو تا حسن داره؛ یکی این که وقت کمتری بابت فضولی بی جا تلف میشه و دیگری این که، در معرض قضاوت ناخواسته آدم ها قرار نمیگیری و ... :) Adblock test (Why?)
7 اردی بهشت
-
تاریخ: 1402/2/8 ساعت: 11:56
امروز 7 امه و فردا عقد (عروسی، نمیدونم چی ) دوستمه و من خیلی خیلی دیر به فکر اقدام عملی جهت فیکس کردن نوبت برای ارایشگاه افتادم بگذریم... یه راهی رو هی سلانه سلانه میرم که نمیدونم درسته یا نه! بین خودکشی برای آزمون استخدامی، میخونم برای ارشد (اونم نه سفت و سفت :/ ) نه این که ارشد آش دهن سوزی باشه، ن...
پس از یک سال و اندی :)
-
تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 3:39
یادداشت شماره 67: بعد از این همه مدت چه اتفاقاتی افتاد... فارغ التحصیل شدم، طی یک سفر ده روز از اصفهان تا تهران رو درنوردیدم هم به نیت انجام کار هم سیاحت آخرین بار خرداد پارسال یادداشت نوشته بودم، اون موقع هنوز شهریور 1400 نیومده بود، هنوز مهر 1400 نیومده بود و بدتر (شایدم بهتر) از همه آبان 1400 نیو...
اول ژانویه سال 2021 میلادی :)
-
تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 22:17
یادداشت شماره 64 : امروز یک ژانویه, 2021 هست و شروع سال میلادی, جدید. برای ما که مبداء سال نوی خورشیدی هست ولی خب خیلی جاها شروع خیلی چیزا رو با سال میلادی تنظیم میکنن و از اونجایی که شروع امر پسندیده ایه ما هم استقبال میکنیم. تو پیج ایسنتای یک نفر، این تقویمی که پایین گذاشتم رو دیدم و طبق این تقویم
بعد از بازگشت از سفر، تحولی رخ داده؟
-
تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 22:17
یادداشت شماره 65 : احتمالا در گذر زمان "گاهی" با تغییراتی از سمت یک فرد قدیمی مواجه میشیم که نه دوست داریم با اون تغییر در فرد روبرو بشیم نه حتی در ذهن تصورش کنیم و بپذیریمش. من حس می کنم کمی، یکمی با این پدیده مواجه شدم و تصورش بهم بغض میده :))) بعد از سه روز خیلی خوب سفر کوتاه، چقدر بده که چنین ح
فعالیت بدنی - روز اول
-
تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 22:17
یادداشت شماره 66: امروز روز اول از سه روزی هست که باید فعالیت, بدنی,م رو ثبت کنم (فعالیت بدنی کجا بود ) خب به خاطر خواب به شدت نامنظم دیشب که ساعت 05:55 صبح خوابیدم!!! امروز تا 11 و نیم ... 12 چنان در بستر افتاده بودم، گویی از میدان نبرد برگشتم :)))) خلاصه که برای روز اول باید بگم که تا 12... 12:30
کرونا...۲۱اسفند۹۸
-
تاریخ: 1399/9/12 ساعت: 5:01
خیلی زودتر از همیشه تعطیلمون کردند.گفتند برید.خطرناکه.خوابگاه ها تخلیه شد.در کل ایران.هنوزم نمیدونیم کی برمیگردیم.هنوزم نگران ادامه میدیم.هنوزم مثل برگ پاییزی که از درخت میفته،آدما در سراسر دنیا دارن میمیرن.دینا...ببین چه بینش محدودی دارم که کل دنیا رو این کره ی خاکی میبینم :)))
رشک دارم که کسی سیر نگه در تو کند :)
-
تاریخ: 1399/9/12 ساعت: 5:01
چهار سال پیش میترسیدم یهو از نمیدونم کجا بیای و اینجارو پیدا کنی و بخونی:)) از همون موقع برام واضح بود از همه چی سریع سر درمیاری:)) حالا بعد چهارسال نزدیک تر شدیم:) از خدا خواستم نزدیک تر شیم، حقیقی تر شیم، عاشق تر شی، عاشق تر شم، آرام تر شدیم کنار هم :)
عشق سالهای کرونا....
-
تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 11:38
چه بر ما میگذرد این روزها...چه عجیب میگذرد این روزها.. امروز 21 اسفند 98 هست.8روز دیگه این سال تمام میشه و این روزها نه تنها مردم سرزمینم،که مردم این کره ی خاکی زیبا درگیر مبارزه با یک بیماری هسند.ویر
حس بدیه...
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 19:22
وقتی تازه اومده بودم دانشگاه،گاه گاهی پست میذاشتم.یه شب خواب دیدم یکی از هم کلاسیام میاد و میخونه اینارو:))))) +بدترین حس دنیا بیخیالیه.بیخیالی نسبت به بدست آوردن موفقیت،بیخیالی نسبت به بعضی حد و حدودها و و و...پیدا کردن تعادل به طور نظری برام به نظر سخت نمیاد.اما در عمل...
بی موضوعیت
-
تاریخ: 1397/3/2 ساعت: 7:41
نمیرم نمایشگاه کتاب.امتحان دارم.میان ترمای قبلیم که خراب کردم.این سه تا میان ترم مونده رو هم که آماده نیستم.از نظر خودم،نفس کشیدنم موضوعیتی نداره.
بز بودن!
-
تاریخ: 1397/3/2 ساعت: 7:41
حالا هم برای فرار از وجدان درد نشستم که میان ترم دوشنبه رو بخونم.از اون میان ترم هم که بگذریم،شنبه و الکترونیک و کوئیز رو چیکار کنم؟!کل جمعه هم براش بره فایده نداره. چرا اینطور شدم و چرا درست نمیشم و چرا به مدت یکسال و یک روزه به شدت در همه ی ابعاد زندگیم حماقت رو به حد اعلی و اولی و کوفت و نمیدونم ...
عشق یعنی گریه های حیدری...
-
تاریخ: 1397/1/8 ساعت: 15:26
عشق یعنی صبر در هنگام خشم.... کاش بعضی از خرده اعتقاداتم کم کم رنگ نبازه...
کوچ اجباری:(
-
تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 21:56
امتحانات سخت...بد...اینا یه طرف،خبر کوچ اجباری هم یه طرف:(
بین ترم خویشتن را چگونه میگذرانید؟
-
تاریخ: 1396/11/6 ساعت: 21:56
در جواب عنوان پست باید بگم:به خواب! امروز داشتم دزیره رو میخوندم...همزمان یاد دوستم افتادم.بهم ربط دارن یه جورایی.البته از نظر من!سیاست سینگل فور اوری رو میخواد پیشه کنه این دوست ما.از اون دختراییه که اهل هیچ برنامه ای! نیست و همیشه سعی کرده محکم روی پای خودش بایسته. داشتم فکر میکردم چرا هرچقدرم یک ...
از روسیه تا مدار!
-
تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:10
چند وقت پیش،حدودا 3هفته پیش،شنیدم یکی از هم دوره ای های دوران راهنمایی و دبیرستانم،رفته روسیه.این بنده ی خدا نه اینکه دانش آموز بدی بوده باشه،اصلا! ولی با یه توهم خاصی بالا اومد.توهم اینکه کسی به گرد پای من نمیرسه و ...و علنا هم بیانش میکرد.و وقتی هم کسی گرد پاش که هیچ،خودشوهم پشت سر میذاشت...نگم بر...
دریچه:)
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 17:24
بعضی اوقات که یاد یه صحنه هایی از زندگیم میفتم،اونقدر حالم خوب میشه که دلم میخواد اون لحظه از اون درچه به اطرافم نگاه کنم.در حالی که اون لحظاتی که گفتم،اتفاق خاصی هم نیفتاده...مثلا یکیش یه روز ظهره...زمانی که5-4ساله بودم.تو هال نشسته بودم و نقاشی میکشیدم.زمستون بود.و یه آفتاب ملایمم افتاده بود اون ق...
دور دور...از خیلی چیزها
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 17:24
انسان هایی با آرمان های متعالی و بزرگ....گاهی چنان دور میشن از راهشون،از خواسته هاشون که حس تنفر پیدا میکنن نسبت به خودشون.آرمان بزرگ و متعالی استاندارد خاصی داره؟؟!به نظرم بله اما قصه ساده تر از این حرفاست.اونقدر پیچیده نیست...هر استانداردی در سطح فکر هر آدمی میتونه بیاد و یه شکل بگیره.شکل ها متفاو...
بی اعتبارست...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 9:16
بعضی چیزارو واضح اما تلخ میفهمم.در واقع بهم نشون داده میشه گاهی چقدر باید طاقت داشت.دلم میسوزه... چه میشد اگر میشد که "کاش" در کار نبود...
مدعی های پوچ!
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 16:11
یادداشت شماره 47: خب به طور کلی وضعیت خاک بر سرانه ای دارن بعضی زندگی ها...یا بهتر بگم وضعیت خاک بر سرانه ای دارن بعضی از آدما. #دهن های فضلاب طور